عاشورا

بازم عاشورا سررسید...

آه این عاشورا برای من با دیگر عاشورا ها فرق می کنه

تو این عاشورا من بعد از دو سال اشک ریختم بعد از دو سال ...

به قول دوربین بی لنز خیلی وقت ها آدم نمی تونه واقعه ی عاشورا رو درک کنه

اما امسال من تا حدودی تونستم این واقعه رو درک کنم و این موقع بود که قطره ی اشک از چشم من جاری شد 

من از خدا خواستم که از ته دلمم خواستم که دلم رو پاک کنه و بتونم برای امام حسین گریه کنم دو سال بود که چشمه ی دلم خشک خشک بود. گناهام آب چشمه ی دلمو کثیف کرده بودند...

اما اما من از خدا خواستم که که دلم پاک بشه دوباره گریه کنم ...

و شد انگار معجزه بود همین که خواستم خدا اجابت کرد و ناگهان بعد از دو سال اشک از چشم من جاری شد ...

اگه چیزی رو بخواهید از خدا به سرعت نور بهتون می ده و چیزی که خدا به من داد بهترین چیز بود و امیدوارم که این اشک نشانه ای باشد از اینکه من پاک شده باشم

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
َِA.Shahrabi

inam nazar!

مولکول

این جمله ای که نوشتی راه حقیقی کدام است خیلی مهمه. نمیدونم از خودته یا از کسی؟ وبلاگ خوبیه. گاهی به شماها قبطه می خورم. چقدر شما از ما ها جلوترید! از حالا به فکر درک عاشورایید! موفق باشی